محمد ابراهيم سبزوارى
77
شرح گلشن راز ( فارسى )
الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » ؛ همچنين همين حكم در حقّ ظلّ است . و سايه از خود وجود فى ذاته ندارد ، بل « 1 » متّحد و فانى « 2 » است با « 3 » صاحب سايه ؛ ان كان موجودا فهو موجود و ان لم يكن فهو معدوم ، چه ، ظاهر است كه : « حكم احد المتّحدين حكم الآخر بعينه » . لذا ورد عنهم - عليهم السّلام - : « نزلونا عن الرّبوبيّة و قولوا فى حقّنا ما شئتم » ؛ و قال على عليه السّلام : « معرفتى بالنورانية معرفة اللّه تعالى » . احد در ميم احمد گشت ظاهر يعنى ظهور نمود حقيقت حق حقيقى در مرآت عباد ، خصوص در لباس احمدى كه آينهى اعظم است . چنانكه حكماى الهى در [ تفسير ] « اللّهم . . . » به حسب تأويل مطالبى فرمودهاند كه اثبات كلام ايشان است - قدّس سرّه - ، چه ، « اللهم . . . » اصلش يا اللّه بود كه حذف شده ياء و عوض آورده شده از او ميم مشدده . يا « 4 » به حسب عدد زبر و « 5 » بيّنهى او يازده است ، كه عدد هو باشد ؛ و عدد در كلمات روح است . و سرّ تعويض ، ايماء به خلافت انسان كامل محمّدى است از هويّت بسيطه ، چه ، ميم اوّل نام محمد و آخر اسم آدم است . پس ظهور احديّت محضه در ميم احمد ، اشاره به آن است كه آن حقيقت محمديّه ، مظهريّت تامّه و خلافت مطلقه دارد از حقّ ، و رؤيت مستخلف از باب غايت لطافت و بساطت « 6 » ، موقوف به رويت خليفه است : « إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً » . و تشديد ميم در « اللهم . . . » اشاره به دو ميم اسم « 7 » محمّد است كه يكى
--> ( 1 ) . شا : و ( 2 ) . شا : ( و فانى ) را ندارد . ( 3 ) . پا : در ( 4 ) . شا : چه يا ( 5 ) . شا : ( زبر و ) را ندارد . ( 6 ) . شا : ( از باب . . . بساطت ) را ندارد . ( 7 ) . شا : « اسم » را ندارد